تبليغاتX
نیم فصل
 جرمی به نام دروغ!

واقعا دروغ گفتن به نظر شما چه جور کاری هست؟ شاید بگین بد هست. شاید بگین گاها لازم هست. شاید خیلی نظرات دیگه داشته باشید. ولی اگه بپرسم آیا دروغ گفتن جرم هست؟ موضوع فرق میکنه.

توی دین ما هر کی از اسلام خارج بشه دخلش در اومده هست. یعنی ممکنه هنوز به خدا اعتقاد داشته باشه ولی مثلا مسیحی شده. اینو باید در جا کشت. بعضی از علما میفرمایند نیازی هم به دستور قاضی نیست. حالا حساب کنید یکی بخواد شمشیر و تیر و کمون برداره و اسبش رو زین کنه و بره به جنگ با خدا...! اینو باید چی کارش کرد؟ قیمه قیمه شدن به نظر کم میاد. نظر شما چیه؟ 

 از همون موقع که به سیب زمینی میگفتیم دیپ دمینی تو کلمون فرو میکردند که دوغگو دشمن خداست. خوب همونطور که گفتم با توجه به جایگاهی که خدا داره دشمنی با اون باید خیلی بد باشه. یعنی این دیگه شوخی با امام و پیغمبر و کاریکاتور موهن نیست. این دشمنی با خداست! با خود خدا! نه ...! حواستون هست؟ میدونم کثرت دروغ درکش رو برای ما سخت کرده ولی هی تکرار میکنم که جا بیافته! دشمنی با خود خود خدا!

اما شما رو به همون خدا دقت بکنید تو جامعه ما رو. نه...! آخه دقت بکنید! بالا غیرتا دشمنی با خدا تو جامعه ایرانی موج نمیزنه؟ از بچه شش ماهه بگیر تا بابا و مامان بد قول! از نگهبان محل بگیر تا رئیس پلیس و وزیر کشور. از وکیل بگیر تا موکل. از آبدارچی فرمانداری یالغوز آباد بگیر تا خود جناب رئیس جمهور و خلاصه خیلی خیلی بالاتر از اینها...! همه مثل نقل و نبات با خدا دشمنی میکنیم. عین خیالمونم نیست. آب از گلو چطوری میره پایین؟ همونطوری هم دروغه که تو جامعه ولو میشه. با مزه اش اینه که یک نفر به خاطر دروغ گفتن محاکمه نشده!

اینهمه صغرا کبرا برای چی بود؟ الان عرض میکنم.

اینروزها اسم یک قهرمان سابق بیس بال آمریکا به نام roger clemens که حالا باز نشسته شده حسابی افتاده سر زبون. دیگه نه تو تلویزیون ول کن قضیه هستند و نه تو رادیو و نه روزنامه! ماجرا چیه؟ الان عرض میکنم.

ظاهرا مربی سابق این بابا گفته که من توی سالهای  اوج ورزشی اون بهش هورمون رشد تزریق کرده ام که مصداق دوپینگ هست. در مورد چند نفر دیگه از قهرمانان سابق بیس بال هم یک همچین ادعایی شده ولی اینها اعتراف کرده اند و این کار رو گردن گرفته اند. کسی هم نمیگه بالا چشت ابرو هست. ولی این قهرمان مورد نظر ما میگه الا و بلا مربی من دروغ میگه و من اینکار رو نکردم. خلاصه دادگاه و دادگاه بازی و بحث و جدل داغ داغ هست. جالب اینجاست که کار کشیده به مجلس نمایندگان آمریکا!

 مربی این بابا گفته من سرنگهای تزریق رو هنوز دارم و میتونم بدم برای امتحان دی ان ای. حالا شما دقت کنید به این موضوع اگه ثابت بشه که این فرد دوپینگ کرده تنها جرمی که تهدیدش میکنه دروغ گویی هست که جرم سنگینی در بلاد کفر به حساب میاد. احتمال متهم شدن به دروغ گویی انچنان این بنده خدا رو به تته پته انداخته که باور کردنی نیست.

آخه حالا مگه چی شده؟ گیرم ثابت شد دوپینگ کرده. گیرم دروغ گفته. خلاف شرع که نکرده. قبلا گفته دوپینگ نکردم حالا میگه کردم! آسمون که به زمین نیومده که؟

عنایت فرمودید چی گفتم...؟

|+| نوشته شده توسط سعید در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 11:28  
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 نیم فصل دامنه دار شد

www.nimfasl.com

خیلی کوتاه و مختصر بگم.

از این به بعد میتونید با ادرس بالا به وبلاگ نیم فصل بیاید. این امکان بلاگفا رو خیلی دوست دارم. یعنی امکان اختصاص آدرس دومین مستقل به وبلاگ. چیزی که جاش توی پرشین بلاگ خالی هست. شاید هم امکانش هست و من نمیدونم. به هر حال یکی از کارهایی که خیلی وقت بود میخواستم انجام بدم میسر شد. البته آدرس قبلی هم سر جای خودش هست. ولی این یکی خیلی راحت تر هست و البته مطمئن تر. انشالله بعدها که پول دارتر و بی کارتر شدم یک فضا هم میخرم و یک وبلاگ کاملا شخصی. اجاره نشینی کار مزخرفی هست. میخواد تو دنیای وافعی باشه میخواد تو اینترنت.

|+| نوشته شده توسط سعید در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 21:51  
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 سوتی...

میدونم که خیلی از دوستان مخصوصا خوانندگان وبلاگ خاطرات لاتاری گرین کارت منتظر مطلب درست حسابی هستند و من هم هی ناز میکنم و عشوه میام و "وقت ندارم...٬ وقت ندارم..." میگم. اما این دو خط رو ننویسم می میرم.

این عادت نوشتن عبارت "موفق باشید" تو آخر ایمیل هام کار دستم داد. داشتن عجله٬ به علاوه نداشتن برچسب فارسی رو کیبورد و نوشتن ده انگشتی فقط از روی حافظه٬ اونم توی فاصله ۱۵ دقیقه ای وسط کلاس ( آخه بازم رفتم سر کلاس!)٬ دست به دست هم داد و یکی از بزرگترین سوتی های عمرم رو شکل داد. فکرش رو بکنید! یه همچین قافی توی ایمیل به کسی که خیلی هم باهاش رودربایستی داری و ارتباطت با اون خیلی رسمی و در مورد امتحان بوردت هست!

کسانی که ده انگشتی تایپ میکنند میدونند که گاها حرفها پس و پیش میشند و گاهی تکرار.

حالا خودتون رو جای اون همکار ارجمند ما بذارید که خیلی مودبانه آخر ایمیل براش نوشته ام:

موفق بشاشید!

 

|+| نوشته شده توسط سعید در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 21:44  
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 بارقه امید...

 

 دستور احمدی نژاد درباره آزادی قلیان

از شنیدن این راپورت دچار شعف بی حد گشتیم. دستور دادیم پوستینی جدید برایمان ابتیاع کنند چون در پوست خودمان از شادی نمیگنجیدیم. زهوارش در رفت. حیفمان آمد قاطبه مردم در جهل بمانند. فقط یادمان نیست این ممنوعیت عطف به فتوای مرحوم میرزای شیرازی هست یا فتاوی اخیر الاعلام.

در هر حال خبری سعید بود و میمون! ( در شگفتیم چرا این دو اسم همواره مجاورا استعمال میشوند)

برای حصول اطمینان از انتقال صحیح٬ راپورت مذکور را به عینه مرقوم میفرماییم تا مایه تسلی خاطر جماعت الدخان باشد. امیدواریم این افعال مترقی همچنان ادامه یابد تا دهان یاوه گویان کمپلت صیقلی شود.

http://www.aftabnews.ir/vdcjaveuqyehm.html

آفتاب: شورای اصناف كشور از دستور رییس‌جمهور به وزیران كشور و بهداشت و درمان برای توقف در برخورد با قهوه‌خانه‌داران برای استفاده از قلیان خبر داد.

سایت شورای اصناف كشور با انتشار نامه‌ای اعلام كرد كه در پی اعتراضات قهوه‌خانه‌داران به این طرح به خصوص در تهران و تبریز و همچنین تذكر دو تن از نمایندگان تبریز در مجلس شورای اسلامی رییس‌جمهور دستور داده است كه «از برخورد خودداری كنید و اعلام نتیجه نمایید».

عباس اعلایی، رییس اتحادیه قهوه‌خانه‌داران تهران، درباره این دستور رییس جمهور به ایسنا گفته است: من به عنوان رییس اتحادیه قهوه‌خانه داران تهران و به نمایندگی از اتحادیه قهوه‌خانه داران کشور اعلام می‌کنم ما طبق روال همیشگی مطیع دستورات اداره اماکن و نیروی انتظامی در مورد رعایت کامل تمامی موازین اسلامی و قانونی در محل کارمان هستیم و تمامی اعلامیه‌ها و اطلاعیه‌های صادره را پذیرفته و اجرا می‌کنیم و متعهد می‌شویم با هرگونه تخلفی برخورد شود.

وی پیش از این گفته بود: اگر حتی اجازه سرو غذا به قهوه‌خانه‌داران داده شود این كار به هیچ عنوان نمی‌تواند برای آنها سودآورد باشدع چراکه با توجه به تغییر ذائقه مردم، آبگوشت را بیشتر از 1500 تومان نمی‌توان عرضه كرد و بالاترین قیمت چای هم 100 تومان است، بنابراین درآمد اصلی قهوه‌خانه‌ها كه ارائه قلیان بود با اجرای این طرح از دست رفته است.

|+| نوشته شده توسط سعید در یکشنبه هفتم بهمن 1386 و ساعت 22:28  
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 من و اقتصاد جهانی...!

یکی از دوستان که الان ساکن آلمان هستند وقتی تازه رفته بودند اونجا به من میگفتند از وقتی پام رو گذاشتم آلمان اقتصاد آلمان داره سرازیری میره!

حسن جان... قربون شکل ماهت برم... بیا ببین ورود من به آمریکا با اقتصاد جهانی چه کرده...! باور نداری؟ اینجا رو بخون!

http://www.bbc.co.uk/persian/business/story/2008/01/080122_wmt-asian-markets.shtml

|+| نوشته شده توسط سعید در سه شنبه دوم بهمن 1386 و ساعت 21:1  
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin